مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1096

طب اكبرى ( فارسى )

ناجنبانيده غشى همىافتد چه جاى آنكه خلط در حركت آيد و ماده نضج نايافته برآيد . پس سزاوار آن است كه از شروع تب تا سه روز به جز ماء العسل ساده چيزى ديگر ندهند و اگر قوت ضعيف بود ، از كشكاب جو و نخود چاره نباشد و اگر قوىتر از آن مطلوب شود ، قدرى نان اندر جلّاب يا اندر ماء العسل ثريد كرده توان داد و عند الضّعف به مثلث دادن ، دفع غشى مىنمايد . و آنجا كه طبع مجيب بود ، باز نشايد داشت تا كه خوف سقوط قوت نشود . و آنجا كه طبع قبض بود ، نخست روده‌ها به حقنهء نرم قليل الحدّت چون آب چغندر كه در او اندكى نمك باشد پاك كنند . و قانون علاج اين تب از آنكه تلطيف ماده است بىآنكه گرم شود ، هرچه دهند از اشربه و اغذيه بايد كه ملطّف و قليل الحدّت باشد . و تقليل حدّت ملطّفات ، به حسب حرارت فصل و مرض و مزاج ، كمتر و بيشتر توان كرد . بهترين تدابير درينجا مالش بدن است به دستهاى درشت و مختلف تا خلط لطيف شود بىآفت . و آن را كه بىروغن مالش خوش نيايد ، روغن خيرى و روغن كنجد تازه و جز آنكه درو قبض نبود و سرد نباشد چون روغن زيت و گل و قسط ماليدن مىشايد . و ترتيب مالش آن است كه نخست ساق‌ها از زانو تا قدم فرو مالند بعده [ يعنى پس از آن ] ران‌ها از بالا به زير بعد از آن دست‌ها از دوش تا كف پس از آن پشت و سينه از فوق به تحت و باز رجوع نمايند به مالش پاىها به طريقى كه گفته شد همىكنند به مرتبه‌يى كه پوست سرخ شود و بيم باشد كه بيمار بىهوش گردد . و چنان بايد كه روزگار بيمارى يك نيمه در مالش رود و يك نيمه در خواب . مسكن او در گرمى و سردى معتدل بايد و اگر هوا سرد بود مايل به گرمى شايد . و خواب معتدل نفع دارد و مفرط ، زيان و آب سرد ، منع بايد كرد . و مريض اگر بدان معتاد بود و تابستان باشد ، سكنجبين به آب سرد آميخته دهند و در زمستان ، سكنجبين به آب گرم و آب گرم تنها بايد داد و تا ممكن بود هيچ آب به جز سكنجبين نخورانند و گرمابهء معتدل مفيد است . و آن را كه قىء آسان بود ، بفرمايند كه نفع كلّى دارد . و سكنجبين عسلى با يك درم تخم كرفس و آب عسل با يك درم زوفا هر صباح دادن سودمند است اگر فصل سخت گرم نباشد . [ 1431 ] فايده : فصد در اين مرض به هيچ وجه روا نيست ؛ زيرا كه سبب بيمارى ، مادهء خام